تبلیغات
♥.•*:•.♥ cute girls♥.•*:•.♥ - اخبار هفته 5
جمعه 14 آبان 1389

اخبار هفته 5

   نوشته شده توسط: Sami501    نوع مطلب :(دانشگاه) ،(خاطرات) ،

سلام بر خوانندگان عزیز

اولش یه معذرت  به خاطره این که نظراتتون دیر دیر جواب داده می شه

آخه سرمون خیلی شلوغه ، به خاطره همین هم هست که دیر دیر می آپیم

 

1-  این هفته  خ خ که ترکونده بود ، باور کنید اصلا اغراق نیست . کاملا آب و روغن قاطی کرده بود . اولش که به یکی گیر داده بود که چرا به درس گوش نمی دی ، اون بیچاره هم گفت عینکم شکسته برای همین نمی تونم درست و حسابی رو درس تمرکز کنم ، بعدش  مگه این خ خ ول کن بود ........ گیر داده بود به این بد بخت ، می گفت من یه دوست داشتم که تو جنگ دستهاش قطع شده بود ولی بعد از معلولیتش نقاش شد ( آخه چه ربطی داشت ؟! )

 

2-   وسطه کلاس هی خودش می گفت می خندید ، یه دفعه ای ساکت می شد گیر می داد به بچه ها می گفت اگه موضوع خنده داری هست به من هم بگید  !!!! ( نتیجه گیری روانشناسانه : خ خ دو شخصیتیه )

3-  یکی از بچه ها ازش سوال پرسید ، همین طور که داشت جواب می داد ، دید بغل دستیه اینی که ازش سوال می پرسه داره حرف می زنه ( بیچاره داشت درس توضیح می داد ) خ خ شروع کرد دعوا کردن این بیچاره ، خیلی بد بهش توپید . حدودا یه پنج دقیقه داشت دعواش می کرد که تو چرا سوال می پرسی بعدش خودت شروع می کنی به حرف زدن . آخره دعواهاش بود که طرف گفت استاد من که سوال نپرسیده بودم !! وااااااااااااااااااااااااااااای قیافه خ خ دیدنی بود همچین وا رفت که نگو . تا آخره کلاس داشت از دختره معذرت خواهی می کرد کم مونده بود که  بگه .... خوردم .

تنها خوبی این جلسه این بود که به فهیمه کمتر گیر داد ، نه این که اصلا گیر نده ها . ولی خوب میزان گیرش کمتر بود

تازش هم این هفته کلاسش تشکیل نمی شه Yah آخه می خواد بره امتحانه خلبانی . من که به شخصه امیدوارم وسط هوا ، هواپیماش بنزین تموم کنه ، سقوط کنه Smiley from millan.net

 

4- یکی از دوست های نیلو ، غزاله جون ، اومده بود دانشگاه ما که درس بخونه . از اونجایی که ماشین داشت قرار شد که ما رو برسونه ایستگاه مترو  . بعده کلاس ما رفتیم که چند تا جزوه کپی بگیریم به خاطره همین یه کم دیر شد این بنده خدا هم کار مهم داشت باید زود می رفت ، ما هم به خاطره جبران دیر کرد شروع کردیم کل مسیر رو از دانشکده خودمون تا در دانشگاه دویدن . فک کن هوا بارونی باشه ، یه کیف سنگین رو دوشت باشه ، کتاب سرندیپیتی هم تو دستت باشه ، یه چتر هم با اون یکی دستت گرفته باشی ، تازه داری روی چمن ها می دویی هر لحظه امکان سر خوردن هم ست ، دیگه چه شووووووووووووووووود صحنه ای بود واسه خودش . شانس اوردیم سالم رسیدیم دمه دره دانشگاه  تازه حکمت تربیت بدنی رو درک کردم

 

5- تو سلف نشسته بودیم ، نیلو قشنگ روبروی من بود . یه دختره همچین با شدت اومد از پشت نیلو رد شد که صندلی نیلو رو داشت با خودش می برد ، نیلو هم که سبک وزن صندلی قشنگ از زیرش در رفت شانس اورد خودش رو تونست کنترل کنه ، خدا رو شکر نیوفتد

 

6 – امتحانه سرندیپیتی با خوبی و خوشی تموم شد ، تلفات هم نداشتیم . فقط یه نکته جالب داشت . من و نیلو کنار هم نشسته بودیم  اول من یه سوال پرسیدم از اسی بعدش نیلو همون سوال رو یه جور دیگه پرسید برایه همین اسی مشکوک شد گفت یه وقت تقلب نکنید ، نیلو هم گفت : نه استاد ، قول می دیم  واقعا استاد چی فکر کرده بود ، من نماینده یه این با مسئولیتی تقلب کنم ؟؟؟؟؟؟؟ واقعا که .....hysteric.gif

امتحان هم open book بود در کل خیلی حال داد موقعه امتحان تازه یه سری نکات رو از تو کتاب کشفیدم . تازش هم فهیمه از اسی پرسید جواب سوال دقیقا تو کدوم صفحه است !!!

 

7- لقبی که انگشت در لپ این هفته به ما داد ، "عقل کل " بود !!

این استاده عادت داره موقع درس دادن با سر و صورتش بازی کنه . بعضی وقت ها یه شکلک هایی در میاره که نگوووووووو . من در کل این هفته مردم از خنده  تازه سعی می کردم خودم رو کنترل کنم .

وااااااااای داشت یادم می رفت ، استاد وقتی وارده کلاس شد کلاس خلوت بود هنوز همه بچه ها نیومده بودن ما هم طبقه معمول در حال خندیدن بودیم  من در حال خنده خون آشامی بودم ( چیه خوب این هم یه مدل خنده است ) بچه ها هم یه دفعه ای برگشتن به من نگاه کردن استاد رو که نگم بهتره . من هم با پر رویی تمام از پگاه می پرسم مگه خیلی بد خندیدم ؟؟؟

آخرش هم می خواستیم کلاسش رو زودتر تموم کنه اما ول کن نبود ، فهیمه هم گفت استاد می خوایم بریم نماز جماعت بخونیم ولی استاد زیره بار نرفت .

8- سره کلاس عمومی بودیم این استاده هم ول کن نبود گیر داده بود می خواست درس توضیح بده ساعت کلاس هم تموم شده بودااااااااااا . بعده کلی درس دادن گفت متوجه شدید ؟ من هم گفتم : خدا حاااااااااااااااافظ بای بای

البته فک کردم آروم گفتم ولی انگار خیلی هم آروم نبود . بقیه هم همچی تابلو نگام کردن که اسی هم فهمید . الان دیگه بین 60 نفر تابلوئم

 

9- پگاه دوباره رفت خونه خالش . از پسر خاله فینگیلیش فیلم گرفته بود . انقده این بچه شیرینه  که نگو ، تازه واسش یه توپه باحالم از مترو خریده بود. من هم دلم نی نی می خوااااااااااااد تا باهاش بازی کنم

 

10- نیلو و غزاله رفتن تعاونی دانشگاه خرید ، خریدشون 300 تومن شد چون پوله خورد نداشتن یه سری مشکلات پیش اومد موقع پول دادن ( پوله خورد هم معضلی واسه خودش ) آخرش هم به طرف 200 تومن دادن می خواستن 500 تومن پس بگیرن !!! طرف همچین کپ کرده بود می گفت 300 تومن باید از خودم بهتون بدم ؟؟؟؟


kjjjjjh
دوشنبه 17 آبان 1389 01:52 ب.ظ
hjmhkmhjk,hjk,
پاسخ Sami501 : فک کنم گوگل هم از پسه ترجمه این بر نمی یاد !!
مریم
یکشنبه 16 آبان 1389 02:18 ب.ظ
کشته مرده همین روشن فکریتم هه هه هه
پاسخ Sami501 : بابا شرمنده نکن ما رو !
مریم
شنبه 15 آبان 1389 08:22 ب.ظ
سلام میگم سمی همچین میگی سواد کره ای نداری انگار من کره ای بلدم هه هه بابا گوگل زحمت ترجمشو کشید ولی سایتش کامل نیست وکلا ناقصه هه ههمنم از رو بیکاری رفتم ببینم چه خبره هه
پاسخ Sami501 : ای ول به گوگل !!
به سایته جونگ مینم می گی ناقصصصصصص ؟؟
خوب هر کی یه ضعفی داره دیگه D: ضعف جونگ مین هم اینه که سایتش ناقصه
مریم
جمعه 14 آبان 1389 10:47 ب.ظ
راستی سمی سایته جونگ مین که تازه افتتاح شده رفتی ؟؟؟امروز عصر بیکاربودم وقتی خبرشو دیدم الکی رفتم تو سایتشواز رو بیکاری والبته با بدبختی عضو شدم آخه هنوز سایتش ناقصه و زبان انگلیسیش راه نیوفتاده وکره ایه هی باید ترجمه کنی ولی با حال بود.حتما برو
پاسخ Sami501 : نه نرفتم ، آخه من که سوات کره ای ندارم
اصلا خودش باید برام دعوت نامه بفرسته !!
مریم
جمعه 14 آبان 1389 10:38 ب.ظ
سلام سمی خوبی؟؟؟؟؟
من معذرت خواهیتو قبول میکنم هه (حال کن)
اینم 1نظره طولاااانی براساسه شماره گذاریه خودت :
1- دلیل نداره چون اون آدم تونسته نقاش بشه بقیه هم بتونن با شرایط سخت خودشونو وفق بدن بعضیا هم نمیتونن (لابد طرف خلبان بوده بعد ...)
2-چه جالب...شک نکن قرصاشو عوضی خورده بوده
3-هه هه برایه دانشجوهه میتونم بگم دلم براش سوخت ولی حاله خ خ جا اومد چون خیت شد ها ها ها ها هاها(خوب شد یارو ضربه گیره خوبی واسه فهیمه شده این هفته)....جدی نمیاد این هفته خوب پس سوژه خ خ این هفته تعطیله هه هه امیدوارم امتحانشو رد بشه هه(اگه رد بشه هفته بعدش شما بیچاره این چون همش تقصیره شماس که افتاده هه)
4-اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره که میدویدی تو بارون هه اما حال میده من که خیلی دوست دارم هه
5-چه دانشجویه بی نزاکتی بوده میدونی سمی جان بعضی ها کلا راحتن
6-عجب امتحانی هه سمی من که تو احساسه مسئولیتت شک ندارم بابا مبسره مسئوله کاردانه اصلا تقلب نکن اصلا شک دارم تو بدونی تقلب چیه
7-این فهیمه عجب کلکیه
8-سمی حداقل جلو استاده درس عمومیتون درست میشستی و هیچی نمیگفتی حتما باید تابلو بازی دربیاری آره الن یکی بیاد منو جمع کنه از دسته شماها چه قدر حرص میخورم هه هه
9-نی نی میخوای چیکار این پگاه دیده شماها حسودیتون میشه عمدا از این پسر خالش عکسو فیلم میگیره حاله شمارو جامیاره هه هه
10-گاهی وقتا آدم اینطوری میشه منم برام پیش اومده که کمتر از قیمت پول دادم تازه بقیشم میخواستم هه هه واقعا ضایع کاریه
سمی این دفعه نظرم از طومارم رد کرد ببخش عزیزم ....ولی مثل همیشه عالی بود
پاسخ Sami501 : سلام بر مریمی جوووووووووونم
خوشحالم که معذرت خواهی این حقیر مقبول افتاد
به به چه نظره پر و پیمونی
آره دیگه ، این هفته خ خ نداریم ، احساس خلا می کنم . اخه اگه اون نباشه ما کی رو سوژه کنیم ؟؟!!
خواهر بزگم هم سره این کلاس عمومیم دعوام کرد :(( ، گفت بچه می ندازتت ها !!
مریمی اگه بدونی چه نی نی با نمکیه :*
مریمی من نظر طوماری خیلی دوست می دارم D:
fahimeh
جمعه 14 آبان 1389 09:06 ب.ظ
salaaaaaaaaaaam
khub bud mesle man
پاسخ Sami501 : بلههههههههه دیگه !
somaye>>kang so ma ya
جمعه 14 آبان 1389 07:28 ب.ظ
avalam
پاسخ Sami501 : تفریک !!
somaye>>kang so ma ya
جمعه 14 آبان 1389 07:28 ب.ظ
mese hamishe aliiiiii bodddddddddd
boooooooooooooos
boooooooooooooooos
boooooooooooooos
پاسخ Sami501 : نظرت لطفته سمی جون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر