تبلیغات
♥.•*:•.♥ cute girls♥.•*:•.♥ - اخبار هفته 4
جمعه 7 آبان 1389

اخبار هفته 4

   نوشته شده توسط: Sami501    نوع مطلب :(دانشگاه) ،(خاطرات) ،

وااااااااااااااااااااااااااااااااای انگار همین دیروز بود که داشتیم می رفتیم دانشگاه  اما الان امتحان هامون شروع شده

هم اکنون نیازمنده دعای خیر شما هستیم

به سنت هرهفته اخبار هفته در ادامه منتظره شماست

1- کلاس خ خ با خوبی و خوشی برگزار شد البته همچین هم خوب و خوش نبود وسط کلاس پنج دقیقه استراحت برم ( قربونه دست و دلبازیش  ) ما هم دیدیم نمی ارزه که بریم بیرون تو کلاس موندیم بعد برای این که عریضه خالی نباشه من اهنگ جدید 2pm رو گذاشتم که فهیمه هم مستفیذ شه البته استاد هم سره کلاس بود و به ما تذکر دادن که کلاس جایه این کارها نیست ( به جونه خودم که خیلی برام عزیزه صداش خیلی کم بود ، فهمیه به زور می شنید من نمی دونم این بشر رادار داره یا ذاتا حواس پنچ گانش این قدر قویه)

2-یادتونه که گفتم جناب خ خ هی اسم و فامیل بنده رو اشتباه می خونن . بلههههههههههههه این هفته مثلا اومدن فسفر بسوزنن درست بخونن که زدن خرابترش کردن hysteric.gif . تازه پرو پرو داره اسمه من رو ریشه یابی می کنه

3- سرندیپیتی وقت امتحان تعیین فرمودن قربونش برم هر چی ما زور زدیم که بابا وقتش خیـــــــــــــــــلی نافرمه قبول نکرد . بنده هم به عنوان نماینده جان بر کف ، خودفشانی کردم رفتم باهاش صحبت کردم که امتحان رو بندازه یه روزه دیگه اون هم گفت بعدا سره کلاس با بچه ها صحبت می کنه اگه همه راضی بودن حلــــــــــــــــه . وسط صحبتمون به من گفت که بشینم  صندلی روبروش بعدش هم هی به کیفم نگاه می کرد ، نه خودم . من هم از رو نرفتم هی سرم رو می اوردم پایین می گفتم استاد استاد .......... . واقعا این اخلاقش خیلی بده موقعه حرف زدن اصلا به آدم نگاه نمی کنه یه بار نیلو ازش سوال پرسید ( ته کلاس نشسته بودیم ) به جای نیلو به ضلع شرقی سقف کلاس نگاه می کرد

4-فک کنید الان جلسه ی بعده کلاس  سرندیپیتیه ، آخر کلاس هم هستش ها

بچه ها : استاد ، آخرش  وقت امتحان چی شد ؟؟؟؟
اسی :  مگه مشخص نکردیم !!!!!!!! whistling
بچه ها : نماینده اومد باهاتون صحبت کردش آخه
پگاه در گوشه من : احتمالا تو رو یادش نمی یاد ، کیفت رو یادشه
اسی : آهااااااااااااااااااااااااااااااااان ، آخه نماینده بقیه کلاس ها می یان تمرین تحویل می دن اما نماینده شما می یاد امتحان لغو می کنه ( بمیری که چشمت نمک نمی گیره connie_wimperingbaby.gif من این همه بهت تمرین تحویل دادم ، تازش هم امتحان رو لغو نکردم فقط گفتم دو روز عقب تر باشه ) خوب اگه کسی با 4شنبه مشکل نداره ، 4شنبه باشه ( به جون خودم من با بچه ها اول هماهنگ کرده بودم بعد رفتم گفتم )
نخاله اعظم ( نیلو گفت اگه اسمش رو بیارم وبلاگ رو به آتیش می کشه ) : من اون روز کلاس زبان دارم ( خوب نروووووووووووووووووووووووووووووو )

نتیجه : همه باید یه نصفه آدمیزاد رو راضی می کردیم که برنامه کلاس زبانش رو با ما هماهنگ کنه ، خدا شانس بده

سکانس پایانی : قرار شد صبح خروس خون 4شنبه  بیایم امتحان بدیم Angry Elf

 5-سره کلاس انگشت در لپ بسی به ما خوش گذشت ( ولی خداییش درسه کمر شکنیه ) ما داشت غر می زدیم که آقاااااااااااااااااااااا جون عمت کلاس رو تموم کن که ایشون گفت بیچاره هااااااااااااااااااااااا تازه این ها که سادست ( هفته پیش خنگ بودیم این هفته بیچاره ، پیشرفت خوبیه ) آخره کلاس هم داشتیم همچون گربه شرک بهش نگاه می کردیم که اسی فهمید قضیه از چه قراره ، گفت چه مهربون نگاه می کنید من هم که اصلا نمی فهمم قضیه از چه قراره . در نهایت با تلاش های بی وقفه ما کلاس 5 دقیقه زودتر تعطیل شد

پارازیت : استاد وسط کلاس رفت در رو بست بعدش هم گفت هی دونه دونه میان نگاه می کنن ( بچه های بیرون کلاس رو می گفت )
من : مگه باغه وحشه
نیلو : واااااااااااااا استاد چقدر خسیس بذار نگاه کنن خوووووووووب
تفاوت در دیدگاه رو داشتید

6.سر کلاس سمیه داشت بااستاد سر روز امتحان چونه میزد که خیلی صداها تو هم پیچید یهو سرندپیتی قاطی  کرد اومد طرف سمیه با عصبانیت گفت بذارید ببینم این چی میگه<در این حالت استاد به سقف خیره بود>این بشر چشاش یه انحراف 100 درجه داره فکر کنم

7.تو متر مثه دخترای خوشمل داشتیم میرفتیم که چندتا پسر هیکلی سر راهمون بودن یکیشون گفت شما کارگر نمیخوایید تا اینو گفت دوستش داد زد چیییییییی مییییی گیییییییی اونم گفت خودشونم نخوان شاید باباش بخواد خب<دلیل کاملا منطقیه> تا پایان روز هم حسرت خوردیم که چرا قبول نکردیم اون روز لازم داشتیم یه همچین کسی رو <مثلا واسه خفه کردن سرندیپیتی یا واسه حمل اون کتاب کذایی>


مثتفا و محدی
چهارشنبه 12 آبان 1389 01:57 ب.ظ
سلام..............خوبی............
نظر لطفتونه ..........
راستش من که زیاد چرت و پرت نمی گم
محدی که همینطوری بلقور میکنه


اون به یه جایی میرسه .......
راستی هنوز ما رو لینک نکردین؟
پاسخ Sami501 : الان لینکتون کردم D:
به به چه هوای رفیقت رو داری
چهارشنبه 12 آبان 1389 01:56 ب.ظ
سلام..............خوبی............
نظر لطفتونه ..........
راستش من که زیاد چرت و پرت نمی گم
محدی که همینطوری بلقور میکنه


اون به یه جایی میرسه .......
راستی هنوز ما رو لینک نکردین؟
نگار
چهارشنبه 12 آبان 1389 08:39 ق.ظ
سلام خوبین
ایول بابا
داشتم تو وب دوستان میچرخیدم از اینجا سر در اوردم
بدویید بیایید به وب منم سر بزنید
منتظرتونم زود بیایید
یاعلی
پاسخ Sami501 : چشم الان می سرم
مثتفا و محدی
چهارشنبه 12 آبان 1389 08:08 ق.ظ
با اسم وبمون
ممنونم
پاسخ Sami501 : خواهش می کنم
مثتفا و محدی
چهارشنبه 12 آبان 1389 07:06 ق.ظ
سلام..............خوبی................
شما با افتخار لینک شدین ......
خوشحال میشیم که شما هم ما رو با عنوان وبمون لینک کنید...
منتظرتونم
پاسخ Sami501 : ممنون
مثتفا و محدی
سه شنبه 11 آبان 1389 03:17 ب.ظ
سلام ...............خوبین.............

وبلاگ تون خیلی قشنگه ............

خوشحال میشیم که به ما هم سر بزنید
و اگه موافق باشید با هم تبادل لینک داشته باشیم
منتظرتونم
پاسخ Sami501 : ممنون
نظره لطفتونه
مثتفا و محدی
سه شنبه 11 آبان 1389 03:17 ب.ظ
سلام ...............خوبین.............

وبلاگ تون خیلی قشنگه ............

خوشحال میشیم که به ما هم سر بزنید
و اگه موافق باشید با هم تبادل لینک داشته باشیم
منتظرتونم
مریم
دوشنبه 10 آبان 1389 03:39 ب.ظ
میبینم که همه درگیره امتحانتینو هیچ کدوم آپ جدید نکردین همه گی موفق باشین خانوما
پاسخ Sami501 : آره دیگه شدیدا درگیریم
somaye>>kang so ma ya
یکشنبه 9 آبان 1389 09:56 ب.ظ
mese hamishe aly bod khanomi halidam
پاسخ Sami501 : خواهش می شود
omid
یکشنبه 9 آبان 1389 05:12 ب.ظ
salam bache ha.
khoobin?
man shoma ro tu weblogam link kardam.
shoma ham man ro link konid.
mer40-10
با نام : جایى براى دل
پاسخ Sami501 : به روی چشمم
ღ..:Shery:..ღ
شنبه 8 آبان 1389 09:28 ب.ظ
سلام به دوست عزیییییییزم...
بالاخره آپیییییییییدم
با ترجمه ی کتاب اسپانیای هیون جونگ...
خوشحال میشم شدییییییید اگه بیایی و نظر خوشگلتو بهم بگی...
خیلی خیلی مررررسی...
پاسخ Sami501 : سلام عزیزم
خودم زودتر اومدم
اصلا تو که آپ می کنی ، انگار یه جوری به من الهام میشه
maryam
جمعه 7 آبان 1389 08:35 ب.ظ
سلام بر (س.م)خودمون خوبیییی؟؟؟ البته اینطور که از احوالاته هفته عنوان کردی که فکر نمیکنم خوب باشی هه هه
بابا این سرندپیتیه به خدا مشکل داره شایدم آدم بسیار بسیار بسیار خجالتیه ومیترسه توچشمه شماها نگاه کنه شایدم آدمه چشم چرونیه و میترسه نگاه کنه یه موقع خدای نکرده یکیو لازم داشته باشه که چشماشو جمع کنه و100درجه بچرخونه یه جای دیگه هه هه هه میگم کیفت مارک داره لابد شاید استاده گرام تو کفه کیفت بوده شایدم جنس شناسه هان....
اه اه اه که واقعا این استادا وقتی وقته امتحان تعیین کنن اصلا حرفشون یه کلامه مثل این مغازه ها هستن که مینویسن قیمت مقطوع دقیقا همینطورین ....راستی این نخاله ها واقعا آدمای بی خودین ...دختره پرو لجم گرفت ازش لابد میخواسته پز بده من کلاس زبان میرم منم آره ههه هه هه
درباره خ.خ حرف خاصی ندارم جزاینکه یه دوره مشاوره ویادگیریه زبان شیرینه فارسی فقط وفقط دوای دردشه که انشالله فرجی بشه وفامیله تورو درست بگه (انشالله)
حالا امتحاناتت خوب شد؟؟؟؟؟
سمی من به اندازه صحبتات نظر دادم دیگه برم دستم خسته شد هه هه هه قربانت بای
پاسخ Sami501 : سلام بر مریمی
مریم جون امتحانمون این هفته است ، خدا رحم کنه.........
بابا این سرندپیتی ما اصلا اهل این حرف ها نیست ، بچم ماخوذ به حیاست . فک کنم تمام عشقش ترانزیستور باشه
این نخاله ما از اون نخاله ها است . باور کن دیدن قیافش حالم رو بد می کنه ، خیلی مغروره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر