تبلیغات
♥.•*:•.♥ cute girls♥.•*:•.♥ - مترو سواری خاطره انگیز
سه شنبه 27 مهر 1389

مترو سواری خاطره انگیز

   نوشته شده توسط: pegah    نوع مطلب :(خاطرات) ،

  سلام به همگی Hello
این شما و اینم از این مترو سواری ما :

داشتیم از کلاس خ خ برمی گشتیم خونه ساعتم 6:30 این طورا بود من و سمیه وفهیمه بودیم آخه میدونید این سمیرا  ددیش(daddy)مییاد دنبالشون(اصلا به این خاطر نیست که لوسه ها !!!!!!!!! با شمام دوست عزیزمیگم نیست دیگه! عجبا ) خلاصه خستگی یه طرف از اون طرفم خ خ به شدت حالمونو گرفته بود و فهیمه جونم خیلی خیلی ناراحت بود (الهی قربونش برم بچم)ما هم هر چی دلداری میدادیم   فایده نداشت که نداشت .به همین خاطر تا رسیدیم مترو پریدیم تو اولین واگن .از اونجایی که خدا جونم مثل ما دوست نداشت فهیم اون جوری ناراحت باشه و مثل همیشه خگشل بخنده ( نمیدونید آخه انقد خنده هاش نازه که با خندش ناخودآگاه می خنده آدم  )هر چی سوژه بود قدرتی خدا تو اون واگن بود!  

خب برید ادامه بقیشو تعریف کنم شمام مثله اون روزه ما شاد شید یه کم

اول رفتیم یه گوشه وایستادیم دیدم رو صندلیای رو برومون 4 نفرهمچین راحت نشستن وتمامه جاهارو اشغال کردن  ! مام همچین شاسخین تشریف داشتیم که ییهو فهیمه به ما گفت: بیا !تو بانوان به جای 6 نفر 7 نفر میشینن اینجا 4 تا جوجه فکلی نشستن یکیشون شنید از خنده منفجر شد ! ما هم مثله الان شما نفهمیدیم چرا خندید   احتمالا از حسن تشبیه خودش به جوجه فکلی مشعوف شده بود ! دیگه ایستگاه بعد اون پدیده!!!پیاده شد ما رفتیم بشینیم فهیم به مابقی جوجه فکلیا گفت اگه میشه برید اونور ما بشینیم  با پررویی تمام زل زد تو چشمه ما و گفت نه  !! البته بعد از نگاه بروسلی وار فهیمه که تعریفشو شنیدید از سمیرا رفتن اونور منو فهیم نشستیم ولی سمی (

somy) سر پا بود که در کمال تعجب یکیشون پا شد که سمی بشینه!

البته فکر نکنید که ما فقط تعجب ناک شده بودیم بلکه خود پسره

بیشتر تحت تاثیر کاره خودش قرار گرفته بود و برگشت گفت هه فرهنگو حال کردی! من که مرده بودم از خنده خودش کلی از حرکته فرهنگیش ذوق کرده بود بیچاره! هنوز تو شکه این سوژه های ناب بودیم که تو ایستگاه بعد یه مشت دختر پسر ریختن تو چشمتون روز بد نبینه واگنو کن فیکن کردن! شروع کردن کل کل  یکی از اینور این دخترا می گفتن(ناگفته نماند بسیارم خفن بودن) از اونور اونا جواب میدادن .وسطشم این کناریایما هم برای عقب نموندن از قافله خودشونو قاطی می کردن !! همه هنگ بودن تو واگنه .ما هم این وسط اینا رو نیگا میکردیم هر هر میخندیدیم (آخه جاتون خالی خیلی سوژه بودن) که متوجه شدیم این پدیده های کناری با ما کل خنده گذاشتن ما که خندمون تموم می شد با صدای بلند تر شروع میکردن خندیدن !!!چی بگم دیگه موجوداته غریبی بودن از عجایب خلقت به حسابشون بیارید چی کار میشه کرد دیگه !یه پسره تپلی مپلیم روبروی مانشسته بود ما رو نیگا میکرد ریز ریزمیخندید تو قطاره همه شاد شده بودن هر کی یه سوژه پیدا  کرده بود داشت میخندید این تپلیم ما رو!خیلی بانمک شده بود خلاصه پیاده شدنیم این بقلیه ما یه عطسه ی همچین پدر مادر دار آماده کرد زد تو صورت اون دختراGotcha ، فهیمم که این صحنه رو دید همچینی از خنده منفجر شد ما هم از خنده ی فهیم !خیلی خوش گذشت تا حالا تو مترو اینقدر بهم خوش نگذشته بودجای سمیرا جونم ونیلو حسابی خالی بود. البته من و سمی بیشتر از خوشحالی فهیمه و اینکه ناراحتیش یادش رفت خوشحال شدیم امیدوارم هیچ وقته هیچ وقت ناراحت نباشی وهمیشه بخندی عزیزم چون اصلا طاقت دیدن ناراحتیتو نداریم گل خشگلم(این خطاب به فهیمه بود ولی شما هم میتونید واسه خودتون بسطش بدید چون من که بخیل نیستم و این آرزو رو واسه همه ی همتون دارم )قصه ی ما به سر رسید ما هم رفتیم رسیدیم به خونمون البته من وسط راه یادم میفتاد خندم می گرفت به سختی خودمو کنترل می کردم مردم تا رسیدم خونمون!
امیدوارم خوشتون اومده باشه
فعلا


maryam
شنبه 1 آبان 1389 10:36 ب.ظ
khob man ye chand rozi be dalayelle fani (harde kamim sokhte )ke natonestam biammm mamnoon ke soraghamo gerefte bodi azizam..........
vayyyyyyyyyy khosh behalleton ajab rooozai dashtin ajab metroea ....ey baba on pesara chera bes hom amijhan didan namarda....kash manam bodam he he he....ma ke inja to esfahan fekr konam metromonn ghare moghe navadehamoon rah biofte ...valli che ba hall bode on jave 2khtar pesara ..ha lla khobe in fahime in tori dellesh baz shode hemamnoon az khatere khoshkelet
پاسخ pegah : are vaghean bahal bud o jaie shoma khali ,kheili khandidim az dasteshun,khoshhal shodam khoshet umad azizam
maryam
شنبه 1 آبان 1389 10:29 ب.ظ
saaaalllllaaaaam.....pegah jan khobiiii??????
پاسخ pegah : salam mer30 glam delam tangide bud vasat
حمید رضا
جمعه 30 مهر 1389 05:28 ب.ظ
پست اول پاک شد
پاسخ pegah : ???
امید
سه شنبه 27 مهر 1389 10:38 ب.ظ
وبت باحاله
من لینکت کردم
خوشحال میشم با نام
پسر تنها(امید)
منو لینک کنید
پاسخ pegah : ممنون,چشم حتما
fahimeh
سه شنبه 27 مهر 1389 10:24 ب.ظ
وای پگاه جونم واقعا اگه شماها آرومم نمی کردین نمیدونم چه جوری میخواست بگذره اون روزبرام
خیلی دوستون دارم واقعاخداروشکرمیکنم که دوستای خوبی مثل شماها بهم داده
همه تونودوست دارم
ازاینجاهم میبوسمتون
پاسخ pegah : ای بابا ما که کاری نکردیم منم خیلی دوستون دارم همتونو وهمیشه خدا رو شکر میکنم بابت دوستایه گلی مثله شما ها
sami
سه شنبه 27 مهر 1389 09:57 ب.ظ
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه جای من ونیلو خــــــــــــــــالی
اصلا چه معنی داره دختر این وقت شب سواره مترو شه ؟؟؟ هان هان هان
البته ناگفته نماند که من و نیلو هم با هم دیگه تو ماشین ددی بنده کلی خندیدم دلتون بسووووووووووووووووزه
پاسخ pegah : جاتون که سبز بود ولی دیگه حسودی نکن عزیییییییزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر