تبلیغات
♥.•*:•.♥ cute girls♥.•*:•.♥ - دوستت دارم عزیزم
دوشنبه 5 مهر 1389

دوستت دارم عزیزم

   نوشته شده توسط: somi    نوع مطلب :(متفرقه) ،

 

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری ب
شه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !
یكی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

 خوش باشید سمی نظر یادتون نره هاkiss.gif


مریم
دوشنبه 5 مهر 1389 06:06 ب.ظ
عزززززززززززززززززززززززیزم عجب آدم باحالی خدایا اگه خاصی کسی رو درست حسابی عاشق ما بکنی مثل این آقاهه عاشق واقعی باشه هه آمینممنون somiجان واقعا آدمو تحت تاثیرقرارمیده.
پاسخ somi : خودم وقتی اولین بار خوندمش همین دعای شما رو کردم همه بگن امین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر