تبلیغات
♥.•*:•.♥ cute girls♥.•*:•.♥ - روز اول دانشگاه
شنبه 3 مهر 1389

روز اول دانشگاه

   نوشته شده توسط: Sami501    نوع مطلب :(دانشگاه) ،(خاطرات) ،

واااااااااااااااااااااااااااای جاتون خالی امروز دانشگاه چه حالی داد

اولا که فهیمه خانوم و پگاه جان بنده ی حقیر رو تو مترو مقادیری ناچیزی کاشتن البته پگاه جان به بنده لطف داشتن وکمی کمتر من رو کاشتن تا فهیمه بیاد من و پگاه ای کیوسان شدیم و به ذهنمون خطور کرد که از مترو  چند تایی سوژه گیر بیاریم عکس بگیریم ( خدا هیچ جوونی رو بیکار نکنه ) با تلاش بی وقفه تونستیم  یک عدد عکس بگیریم البته چند مورد جالب هم دیدیم که نشد عکس بگیریم دیگه مثلا یه پسره از این مو سیخ سیخی ها یه گردنبند انداخته بود اندازه کف دسته من ، گردن اسب می انداختی خم می شد دیگه خوشتیپی و هزار دردسر

قبل از این که بنده و پگاه مثله چنار سبز بشیم فهیمه خانوم تشریف اوردن  با هزار بد بختی سوار مترو شدیم ، تو مترو هم ایتقدر از SS501 و Super Junior حرفیدیم که ملت چپ چپ نگاه می کردن ( آخه حرفهامون کمی مورد داشت دیگه ) خلاصه خودمون رو رسوندیم دانشگاه از کلاس هامون هم فقط آز تشکیل شد که اون هم همچین بی حاشیه نبود ( انگار  فوتباله ) اما چون با تصویره الان هم بنده خیلی خستم بماند برای بعد

در ضمن امروز یه موفقیت تاریخی هم داشتیم آخرش تونستیم تو دانشگاه کمد بگیریم ، زورشون می یاد به 5 نفر یه دونه کمد بدن . یه زنه تو دفتر نشسته بود گیر داده بود کمد می خواید واسه چی  البته من هم جواب شایسته ای دادم Angry Elfکه دیگه از گفتنش به شما خواننده محترم معذوریم

بعد از کلی وقت تلف کردن رفتیم ناهار بکوفیم ، چون ژتون پا در هوا بود  ، رفتیم بیرون ناهار خوردیم 36_1_51.gif( دقت کنید قسمت هیجان انگیز از این جا شروع می شه ) اولش گفتیم آقا یه منو بده به ما طرف گفت هنوز آزمابشیه  ( آقا چه ربطی داره ) ما هم خدا خواسته سر و صدامون در اومد که آقا ما تخفیییییییییییییییییییییف می خوایم ، مگه ما موش آزمایشگاهی هستیم اون یارو هم به روی خودش نیورد کسی که پشت دخل نشسته بود یه خالکوبی رو بازوش داشت خیلی با مزه بود  انگار هی می خواست خالکوبیش رو نشون بده حرکاتش خیلی باحال و غیر قابل توصیف بود همین جوری که ما مغازه رو روی سرمون گذاشته بودیم یهو همه برق ها رفت این رفقا ما هم گیر دادن کار توئه  هی بلند می گن سمییییییییییییییییییییییییییییییییییرا تو بوووووووووووووووووووووودی ؟ ( از همه بدتر این نیلوی نامرد گیر داده بود ) بعدش معلوم شد من بی تقصیرم فقط جرمم این بود که فیوز بالا سره بنده بوده ( چون فیوز پریده بود برق رفته بود ) خلاصش کنم دیگه ما کاری کردیم افتتاحیه و اختتامیه مغازه یکی شه  راستی آخرش هم بهمون هزار تومن تخفیف داد  ( بازم معرفت کرد اگه من جای مغازه داره بودم 1000 تومن بیشتر می گرفتم آخه همش همین نبود که براتون تعریف کردم )

خلاصه این بود روز اول دانشگاه ما


yahoo.com
دوشنبه 5 مهر 1389 09:34 ب.ظ
چرا به فهیمه که از جونم برام عزیزتره اینجور وصله هارو می چسبونین.اونکه کاملا معصوم و مهربونهنه ببخشید اشتباه فکر کردم اون خیلی خیلی معصومو مهربونهاینم شوخی کردم ولی واقعا دختر باحالیهدیگه بس خیلی به خودش مغرور میشه
پاسخ Sami501 : چی بگم والا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مریم
دوشنبه 5 مهر 1389 06:24 ب.ظ
To realize The value of four years Ask a graduate
ارزش چهار سال را،
از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس



پاسخ Sami501 : چه با نمک
مریم
دوشنبه 5 مهر 1389 05:58 ب.ظ
سلام سمی جان خوبی عزیزم ؟؟؟؟؟هه هه عجب ماجراهای داشتی روزه اولی ای ول.... بازم خدا پدرومادره فروشنده رو بیامرزه بهتون گیر نداده.....راستی امروز من شاژه شارژم چون بعد از مدتها تلفنی صحبت کردن بادوستای گرام موقعیت جورشد همممون رفتیم دانشگاه وهمدیگه رو دیدیم وایی هممون اشکمون دراومده بود دیگه نمیخواستیم از هم جدا بشیم صبح که رفتیم تاساعت 3دانشگاه بودیم وایییییییی دلم میخواست زمان استپ کنه هه هه آخه من از اصفهانم ولی دوستام شهرهای اطراف اصفهانن ومجبوریم تلفنی بحرفیم هه هه خلاصه خیلی خوش گذشت وای وای چه جقدر حرف زدم (من خیلی باهات احساس صمیمیت میکنم با اینکه خیلی نمیشناسمت)ببخش وقتتو گرفتم عزیزم ممنون که به حرفای من گاهی اوقات که پرحرف میشم گوش میدی بای
پاسخ Sami501 : دیگه نگی پر حرفی ها ، من خییییییییلی نظراتت رو دوست می دارم.
احساست رو درک می کنم چون خودم هم دلم واسه دوستهای دبیرستانم تنگیده
yahoo.com
دوشنبه 5 مهر 1389 08:46 ق.ظ
سلام .با ارادتی که به فهیمه خانوم دارم میگم که مطاطب در سطح مطلوبیه.اگه دیر شد ببخشه فهیمه خانوم چونکه من دو سه روزی درگیر یه سری مسائل بودم .تشکر از مطالب رومانتیک تون
پاسخ Sami501 : ممنون از نظرتون
همون پایینی
یکشنبه 4 مهر 1389 08:34 ب.ظ
خب..
واسه شروع روز خوبی بود!!!
ببینم تا آخر ترم چیکار می کنی!!! :)))
پاسخ Sami501 : فک کنم تا آخر ترم چیزی از دانشگاه نمونه
fatemeh
یکشنبه 4 مهر 1389 08:33 ب.ظ
به به !
سلام
تولدت پیشاپیش مبارک!!!!!!
ما هم دعوت بودیم که البته توفیق حاصل نشد...
بنده؟
همونی که با هم تشریف بردیم سپه سالار و همه ی کفشارو مخسره کردیم.. همونی که از همشون بهتر بود!!!
به جا آوردید؟
پاسخ Sami501 : بله مگه میشه یادم بره ، دختر به اون گلی D:
fahimeh
یکشنبه 4 مهر 1389 07:11 ب.ظ
سمیرا اینجابایدآبروموببری حالا یه باردیراومدما
واستادارم برات
پاسخ Sami501 : تهدییییییییییییییییییییییییید میکنی مرا ؟؟؟؟؟؟
خانم گل
یکشنبه 4 مهر 1389 06:02 ب.ظ
خیلی وقته از اون انرژی ها نفرستادم برات هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟صبر کن الان میفرستم بیاد!
اول بیا بغلممممممممممممممممممممم
حالا یه چند تا هم بوس بده هان؟چیه چرا اینطوری نیگام میکنین؟دوستمه دوس دارم ببوسمش حسودیتون میشه؟هه ههبیا اینارم بگیر تا من برم خوب دیگه برم آخه الان من چون سومین مادر برادرزاده ام هستم دارم بهش غذا میخورونم هه ههباورت میشه من حتی می برمش دستشوییدیگه برم وایییییییییی بایییییییییییییییی
پاسخ Sami501 : فاطی جوووووووووونم راحت باش این جا حسود نداریم.
خوش به حالت ، من هم برادرزائه می خواااااااااام ( آخه من داداش ندارم که )
خانم گل
یکشنبه 4 مهر 1389 05:56 ب.ظ
هیییییییییییییییییی من تازگیها به خاطر این کنکور لعنتی نمیتونم اول شم!هیییییییییییولی همین که اومدم خودش کلیهوایییی این خاطرات دانشگاه شما چه باحاله خوش به حالتون هه هههمین طوری اومدم یه نظر بدم برم!هییییییییییی از دست این کنکور!خوب دیگه برم سمی جونم بایییییییی
پاسخ Sami501 : خوب بخون که قبول شی ، دانشگاه فقط ورود توش سخته بقیش با حاله
فاطمه(درخلوت من)
یکشنبه 4 مهر 1389 04:42 ب.ظ
مرسی از حضورت تو تفلدم
لنکت کردم گلم
خواستی منو با اسم وبم لینک کن
پاسخ Sami501 : خواهش می شود.
من هم لینکت کردم گلم
sama
یکشنبه 4 مهر 1389 01:18 ق.ظ
خدا به داد اون استادای بخت برگشتتون برسه
اونا یا این جورین یا
یا این که کلاً قاطی می کنن

پاسخ Sami501 : من گزینه سه رو بیشتر دوست دارم
saman
یکشنبه 4 مهر 1389 01:14 ق.ظ
یعنی این تازه برای روز اول بود!
پاسخ Sami501 : بله دیگه........
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر