تبلیغات
♥.•*:•.♥ cute girls♥.•*:•.♥ - « با عشق زندگی کن »
چهارشنبه 31 شهریور 1389

« با عشق زندگی کن »

   نوشته شده توسط: fahim    

یكی بود یكی نبود مردی بود كه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است .آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هیچ كس از آدم دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند. چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت:

این كار شما تروریسم خالص است!

پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده. از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد...در چشم هایشان نگاه می كند...به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند...هم را در آغوش می كشند و می بوسند.دوزخ جای این كارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگیرید!!

وقتی رامش قصه اش را تمام كرد با مهربانی به من نگریست و گفت:
((با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی... خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند))

پائولو کوئلیو 


مریم
چهارشنبه 31 شهریور 1389 10:26 ب.ظ
خسته نباشی واققققققعا زیبا بود ببین طرف چه کرده بوده که ابلیس هم ردش کرده هه هه خوش به حاله طرف
پاسخ fahim : آره واقعا کاش ماهم همچین عشقیوتجربه کنیم
somi
چهارشنبه 31 شهریور 1389 10:24 ب.ظ
توهم زدی تو خطه پائلو ایول باحال بود گلم
پاسخ fahim : دیگه دیگه
مااینیم دیگه
pegah
چهارشنبه 31 شهریور 1389 09:49 ب.ظ
خیلی ناز بود عزیزم
پاسخ fahim : خوشحالم خوشت اومد بوس بوس
sami
چهارشنبه 31 شهریور 1389 09:08 ب.ظ
آقا من اعتراض دارم اون یارو مرد نبوده زن بوده خوده من بودم تا خالا نگفتم که ریا نشه
پاسخ fahim : میدونستم تویی
اینوگذاشتم که اعتراف کنی
ای ......
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر