تبلیغات
♥.•*:•.♥ cute girls♥.•*:•.♥ - اخبار هفته 11
شنبه 16 بهمن 1389

اخبار هفته 11

   نوشته شده توسط: Sami501    نوع مطلب :(دانشگاه) ،(خاطرات) ،

سلاااااااااااااااااام بر همگان

اولش بذارید یه اعتراف بکنم

تقصیر من نبود که خاطرات این سری دیر شد ، همش تقصیره خانواده محترم بود که بنده رو 4 روز از کامپیوترممممممممممم ، عزیزه دلممممممم ، جدا کردن

توی این 4 روز احساس یه معتاده در حال ترک رو با اعماق وجودم حس کردم

حالا بریم سراغه خاطرات شیــــــــــــــــــــرین امتحانات

1-   دو تا از امتحانامون پشت سر هم بود ، یعنی بینشون دقیقا 24 ساعت فاصله بود . یکی از امتحان ها هم عمومی بود . من نمی دونم فلسفه این دروس عمومی چیه ؟؟؟ بد بختی خیلی هم فراره
اون یکی امتحان هم یه درس تخصصیه خفن بود که استاده نامردش ( اصلا هم توهین نیست چون استادش زنه ) به شدت سخت گرفته بود . آخه آدم یکی دو تا سوال رو سخت می ده نه همش رو
من شدیدا سره جلسه خوابم گرفت بود ، آخه تو 48 ساعت فقط 5 ساعت خوابیده بودم ( مصائب سمیرا ) .
بعده امتحان همه رفتیم اعتراض که این چه سوال هایی بود آخههههه ؟! یهو دیدم نیلو داره میره سمت دفتر اساتید ، فک کردم میخواد بره اعتراض ، گفتم نیلو نمی خواد تنهایی بری اعتراض بذار همه با هم میریم . نیلو هم گفت می خوام برم شماره استخر دانشگاه رو بگیرم ، اعتراض چیه . آخه نیلوووووووووووووووووووو یه آدم چقدر می تونه ریلکس باشه؟؟

2- سره امتحان خ خ نزدیک بود دستم به خون این بشر آلوده بشه
اومده سره جلسه غرغر میکنه ، هی میگه این ها سره کلاس فعالیت نمیکنن ، بعد می گن سوالها سخته
هی وسطه تفکرات من پارازیت می انداخت . آخه مرد هم انقدر غرغرو . تا داشتم به نتیجه می رسیدم صداش می پیچید تو گوشم
اخرش واقعا می خواستم صندلی رو بکوبم تو سرش ولی خدا بهش رحم کرد ، آخه گوشیش زنگ خورد رفت بیرون

3- راستی تو سه تا امتحان شماره من 313 بود ، باید به فلسفه این عدد پی ببرم

4- موقع امتحان ها کتابخونه دیدنـــــــــــــی بود . شبیه هر چی بود جز کتابخونه .نمی دونم چرا قبل امتحان انرژی فکی ( نوع جدیده انرژی ) انقد فوران میکنه .

راستی یه خاطره از هفته پیش جا افتاده بود ، گفتم چون جالبه این هفته بذارم
استاد سرندیپیتی اصلا نمی خواست مباحث امتحان پایان ترم رو کم کنه . ما هم امضا جمع کردیم ( منظور از ما ، منه) که استاده عزیز لفنن دو فصل اول رو حذف کن . استاد هم وقتی امضاها رو دید گفت شما خوب نقطه ضعف من رو گیر اوردید ، باشه حذف میکنم . آخــــــــــــــــی دلم سوخت براش ولی بعدش یاده بدبختی هایی که سره کلاسش کشیدم افتادم ، دلم واسه خودم سوخت

اهم ، اهم . این بخش مربوط به اعلام نمراته .

اگه گفتید نمره کی دردسر ساز شده بود . همه یک صدا بگید سرندیپیتــــــــــــــــــی !!
خودش قبلش ایمیل زده بود ، بعده آخرین امتحانتون بیاید که برگه هاتون رو ببینید . خلاصه بنده به عنوان نماینده جان بر کف رفتم که بگم این چه وضعه نمراته ، آخه همین جوری الکی به بعضی ها دو نمره داده بود ( همچین هم الکی نبود آخه این دو نمره دروس فوق برنامه بود که همیشه به دروی عمومی تعلق می گرفت نه تخصصی ) هی اهم اهم کردم دیدم سرش تو برگه است گوش نمی ده . آخرش دو تا انگشت هام رو به این شکل دراوردم
V، بردمش تو برگه مورد مطالعه استاد ، هی باهاشون حرکت موجی زدم گفتم استاد قضیه این دو نمره چی چی بود ( توصیفش خیلی سخت بود ، اما نیلو چون گیر داده بودکه" این چه کاری بود کردی من گفتم استاد الان بهت یه چیزی می گه " گفتم بگمش ) . خلاصه وسط بحث با استاد بودم که چند تا از بچه ها دستشون رو از روده من رد میکنن هی میگن استاد برگه ، برگه ما رو بدید . آخه عزیزه دله من اگه کمک نمی کنی حداقل پارازیت ننداز . اخرش هم که خسته شدم ، رفتم کنار وایسادم تا بچه ها یه وقت از دوری برگه هاشون افسردگی نگیرن . بعد که کاملا با برگه هاشون انس گرفتن یاده نمرات خوشگلشون افتادن به من میگن نماینده نمی ری اعتراض کنی . من هم در جوابشون یه سری جملات با مفهوم گفتم ، البته فک نمی کنم فهمیده باشن . در نهایت هم وارده دور دوم از گفتگو شدیم ( کلی هم فهیم این وسط ضایع بازی دراورد ، کلی نه ها یه نموره ) در اخر هم گفتم به ازای هر مثبت 2/. بهمون اضافه می کنه ( نهایت دست و دلبازی )

خوب تمووووووووووووووووم شد

 


ayda
پنجشنبه 8 مرداد 1394 03:41 ب.ظ
سلام بر سمیرا جون من
اسمم آیداست می تو نیم با هم دوست شیم؟؟؟
سمانه (خواهرت)
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 02:52 ب.ظ
بچه تو خجالت نمی کشی کم کاری خودت تقصیر خانوادت می دازی
پاسخ Sami501 : نه نمی کشم :D
jigoliiii
جمعه 29 بهمن 1389 09:36 ب.ظ
سیلام
حالتون خوفه
وبه باحالی دارین دخترای بازیگوش کلی حال کردم
استادا چی میکشن از دستتون
اسم مستعاراشون منو کشته
بازم میام شاد شم یه کمکی
پاسخ Sami501 : علیک سیلام
مگه با نظرهایی که دوستان می ذارن میشه بد بود
استادها که هیچی ، فقط یه ذره به خونمون تشنن
واسه این اسم های مستعار کلی فسفر سوزوندیم هااااااااااااااا
بعلههههههههه بعلههههههههههه دوباره تشریف بیارید
mina
جمعه 29 بهمن 1389 09:17 ب.ظ
salam
dosteaye khobam
webe besyar jalebi darin
khaterateton vaghan jalebe
engari manam hamon ja bodam
bazam miam
khaste nabashin
booooooooooooooooooooooooooosssssssssssssssssss
پاسخ Sami501 : نظره لطفتونه
هر وقت بیاید قدمتون رو چشم
BoOoOoOoS
فاطی خانم گل
جمعه 29 بهمن 1389 02:47 ب.ظ
سمیییییییییییییییی من آپیدم!ادامه داستانو گذاشتم خواستی سر بزن بخون!
پاسخ Sami501 : چشــــــــــــــــــــــــــــم
آمدم!
مریم
دوشنبه 25 بهمن 1389 11:49 ب.ظ
به علت حضور گشت ارشاد در مراسم ولنتاین ، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد
¸.•*´•.♥¸.•*´•.♥
¸.•*´•.♥¸.•*´•.♥
پاسخ Sami501 : مریم به نکات ظریفی اشاره می کنی !!!
مریم
دوشنبه 25 بهمن 1389 11:47 ب.ظ
زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد… آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

¸.•*´•.♥سمیرا جان♥ روز ولنتاینو بهت تبریک میگم امیدوارم همیشه شاد شاد شاد زندگی کنی.¸.•*´•.♥

پاسخ Sami501 : وااااااااااااااااااااای مریم
بیا در آغوشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
ولنتاین شما هم مبارک باشه
خانم گل
دوشنبه 25 بهمن 1389 10:28 ب.ظ

سمیییییییییییییییییییییییییی الان از خجالت نمیتونم سرمو بالا بگیرم!ببخشییییییییییید به خدا اصلا فکر نمیکردم آپ کنی آخه خیل دیر دیر آپ میکردی تازشم دیگه آدرس وبتو نمیزدی گمش کرده بودم بعد از مدتی پیداش کردم!
سمی واقعا رفتین تو مترو برگه پخش کردین؟من عمرا این کارو بکنم!واییییییییی آب میشم میرم تو زمین که!عجب استادایی داریناااااااا!سمی دعا کن من با دوستام بیفتم چند تا دوست باحالم پیدا کنم کلا دانشگاهو کن فیکن کنیم!
راستی ما یه وب زدیم خوشحال میشویم تشریف بیاورید و به وب ما نیز سر بزنید!خیلی خلی میدوستمت و اینکه زود زود آپ کن من عاشق اخباراتم!بوووووووووووووووووووس
پاسخ Sami501 : هه هه خجالت واسه چی ، آخه من هر 501 سال آپ میکنم ، توقعی ندارم
وااااااااااااااااااااای اون قضیه ی مترو رو نگووووو ، اصلا یه محشری بود واسه خودش
فاطی نیت های شومی داری هاااااااا ، می خوای دانشگاه بترکونی !!
الان با کلههههههههههههه می یام ببینم چه خبره D:
fahim501
جمعه 22 بهمن 1389 02:41 ب.ظ
سلام سمیرا من کجا ضایع بازی درآوردم هان؟قهرم باهات
پاسخ Sami501 : هه هه یادت نمی یاد ! هی می گفتی کیه کیه ....
نههههههههههههه نقهر
اصلا من ضایع بازی در می اوردم !!
مریم
دوشنبه 18 بهمن 1389 11:57 ب.ظ
سلام سمی ببخش دیر نظر دادم
1- هه هه هه هه از کاره استاده بگذریم واقعا کاره نیلو با حال بودچقدر بامزه حساب کن همه دراوجه حالگیری وعصبانیتن نیلو ریکس هه

2- خروسه بی محل بوده خ خ ..ای جان شانس آورد بیچاره ولی همچنان مثل شیر درلیسته ما جای دارد
3-حالا برات شانس داشته این عدد یا نه ؟
4-بله بله از استرس ناشی میشه جانم
5-شما هم که همش تو طول این ترم امضا جمع کردین
.........................
اون موقع که میگم خوده اخلاقه جونگی بیا اینم نمونه کارات .
بابا مبسره دست ودلباز چقدر نمره پیشنهادیت بالا بود واِی
درآخره ممنون عالییییییییییییی بود سمی جونم
پاسخ Sami501 : سلام مریمی ، بابا این حرف ها چیه مهم نظر دادنه دیر و زود نداره کهههه
قربونش برم همیشه ریلکســــــــــــــــــه
هی من می خوام با خ خ کار نداشته باش ، خودش نمی ذاره
نه بابا شانسم کجا بود
بعلههههههههه بعلههههههههه از نشانه های استرسه
آره بابا پدرم در اومد انقد امضا جمع کردم
مریم شرممممممممم زده نکن ما را !!
آخه اگه بالاتر می گفت خفم می کرد
خواهش می کنم مریم گلی
بوووووووووووووووووووووس
pegah501
یکشنبه 17 بهمن 1389 02:35 ب.ظ
وای سم سم جونم دستت درد نکنه کلی ذوق کردم خاطراتمونو دوباره گذاشتی مخصوصا سری قبلو آخه خیلی خوش گذشته بود
دوست دارم یه عالمه
پاسخ Sami501 : سلام بر پگاه جونه خودم
واااااااااااااای انقده بنده رو خجالت زده نکن
من هم دوست دارم ♥♥♥♥♥♥
somi501
شنبه 16 بهمن 1389 10:39 ب.ظ
salam kachal koja bodiiiiiiiiiiiii
mifahmam dori az pc o dn nakardan vasat cheghad sakhte
akheyyyyyyyyyyyy
delam vasat tangide
boooooooooooooossssssssss
پاسخ Sami501 : سلام سمیه کچــــــــــــل
وای من اگه روزی کمتر از 500 مگ دان کنم ، احساس کمبود می کنم
هیییییییییییییی از دل من خبر نداری . قده مورچه شده
BoOoOoS
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر