تبلیغات
♥.•*:•.♥ cute girls♥.•*:•.♥ - زنجیر عشق
یکشنبه 12 دی 1389

زنجیر عشق

   نوشته شده توسط: somi    نوع مطلب :(متفرقه) ،

مطلب زیبای زیر و تقدیم میکنم به همه ی قلب های مهربون خوش باشید سمی


یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم. زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟" و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم 
 
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازید باید این کار رو بکنی نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"  چند مایل جلوتر زن، کافه ی کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود
 
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!" همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت درحالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر میکرد به شوهرش گفت: "دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه


بیایید هر کدام از ما زنجیر عشقی بسازیم که تا بی نهایت ادامه داشته باشد


فرح
چهارشنبه 9 آذر 1390 07:04 ق.ظ
ااااااااااا واقعا ؟
خیلى جالب بوووووووووود
aliazarmehr
جمعه 17 دی 1389 09:45 ق.ظ
salam age ba tabadole link movafeghi montezeram
مریم
دوشنبه 13 دی 1389 07:30 ب.ظ
خیلی جالب بود ...کاش می شد این کارو کرد وواقعا به این کار پایبند بود.....ممنون somiجان
fery
دوشنبه 13 دی 1389 02:24 ب.ظ
واااااااااااااااااااااااااااااااای خیلی قشنگ بود ...... فوق العاده بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر